ساختار ترانه و ساختارگرایی و ساختارگریزی (قادری سازی) در ترانه
ساختار یک ترانه بر سه پایه استوار است: 1) آهنگ (ضربان، ضربآهنگ، گام) 2) واژه 3) قرینه سازی
در یک ترانه "ساختارگرا" نغمه ساز نخست چهارچوبی که آواها در آن جای میگیرند را برمیگزیند که روی هم میتوان آن را آهنگ نغمه نامید. برای نمونه با ضربان 50 ضربه در دقیقه، ضربآهنگ 8/6 ، و گام C بزرگ. این ساختار از نخست تا پایان برجا بوده و دگرگون نمیشود. باز برای نمونه نغمه ساز ناگهان در میانه ساخت نغمه بر آن نمیشود تا ضربان آهنگ را افزایش دهد یا ضربآهنگ را به 4/2 دگرگون کند یا در کش و قوس میانه گام موسیقیایی نغمه را به G کوچک بکشاند.
از آن رو، ترانه سرا با هماهنگی بایسته با نغمه ساز واژه های ترانه را چنان برمیگزیند که تک تک هجا ها در دل آواها ( notes ) بنشیند. در نبود این ناهماهنگی یا نغمه ساز باید تلاش کند آواها را به "قالب" واژه ها دربیاورد که به "تاب برداشتن" آواها می انجامد و نغمه از ساختار نخستین خود بیرون میرود، و یا وارونه آن ترانه سرا تلاش میکند تا واژه ها را به زور در قالب آواها جای دهد که به تاب برداشتن واژه ها و یا گزینش نادرست واژه ها می انجامد. برای نمونه در ترانه " سفر بخیر" از گوگوش، در رج 3 از بخش 4 جمله " از کنارم مرو، تو را، خدا!" واژه های "تو را خدا" هیچگاه به این شکل گفته یا شنیده نشده است و تنها به ناچار و برای نشستن در میانه ساختار نغمه به این شکل نازیبا "تاب" برداشته است (که بهر روی از کاستی های ترانه بشمار میرود).
قرینه سازی و دوباره گویی نقش بنیادین را در کنار هم نشاندن آواها بازی میکند. این نقش در ترانه های محلی نمایان تر است تو گویی در همه ترانه یک ساختار کوتاه موسیقیایی چندباره نواخته میشود (برای نمونه ترانه "رشیدخان" یا ملامحمدجان و مانند آنها). در ترانه نوین مردمی Pop (همانند آنچه جنگ ترانه های گوگوش در پیش از 1357 نماینده آن بوده است)، نیز همه جا قرینه سازی راهنمای ذهن آفریننده نغمه ساز (و ترانه سرا) در ساخت ترانه بوده است.
بدین سان ساختار نغمه در برگیرنده دو یا سه بخش (یا بیشتر) بوده است که "دوباره گویی" آنها ساختار همگانی ترانه را شکل میداده است و الگوهایی همانند الگوی زیر در آن دنبال میشده است:
بخش1- بخش 2- بخش1 یا
بخش 1، بخش2- بخش1، بخش2 یا
بخش1، بخش 2-بخش3- بخش1، بخش3
هریک از این بخش ها هم در دل خود رشته های قرینه سازی شده از آواها را جای داده است که ساختار آن بخش را میسازد مانند: 1) الف- تو که داری آهنگ سفر، مرو مرو گل من ب- بنگر بر این دیده تر مرو مرو
ساختار آوایی بخش ب از قرینه سازی بخش الف بدست آمده است و همین ساختار دوباره در دو رج پس از آن تکرار شده است: 2) الف- ز کنارم آهسته گذر خونه خونه دل من ب- چه کنم بی تو شام و سحر، مرو مرو.
وارونه آنچه گفته شد در یک ترانه ساختارگریز، نغمه ساز (و ترانه سرا ) خواسته یا ناخواسته خود را "در بند" یک یا هر سه این بنیاد نمی بیند و بنابراین ترانه میتواند:
1) بدون آهنگ (ضربان، یا ضربآهنگ یا گام موسیقی) پایدار باشد
2) جای پایی از شگرد قرینه سازی در ساختار آن به چشم نخورد و
3) واژه ها و هجاها به ناچار برای نشستن در دل نغمه تاب برداشته است (به گونه ای که گاهی برای شنونده بی معنا شود).
گفته شده است که شکل های گوناگون ساختارگریزی در بسیاری از ساخته های بدست آمده از نغمه ساز ایرانی سده 9 هجری "عبدالقادر مراغه ای" (که در جنگی به نام شوق نامه گردآوری شده است) نمود بارزی داشته است و ما با نام و یاد وی این روش ساختارگریزی در ترانه را "قادری سازی" Ghaderisation می نامیم.
نظرات
ارسال یک نظر