برخوانش دوم déclamation: سه سروود از فروغ - سپهری- شاملو
سلام ماهی ها- فروغ فرخزاد سلام ماهی ها ... سلام ماهی ها سلام قرمزها ، سبز ها ، طلایی ها به من بگویید آیا در آن اتاق بلور که مثل مردمک چشم مرده ها سرد است و مثل آخر شبهای شهر، بسته و خلوت سدای نی لبکی را شنیده اید که از دیار پری های ترس و تنهایی بسوی اعتماد آجری خوابگاه ها و لای لای کوکی ساعت ها و هسته های شیشه ای نور پیش می آید و همچنان که پیش می آید ستاره های اکلیلی از آسمان به خاک می افتند و قلب های کوچک بازیگوش از حس گریه می ترکند عید- سهراب سپهری صبح شوري ابعاد عيد ذائقه را سايه كرد . عكس من افتاد در مساحت تقويم در خم آن كودكانه هاي مورب، روي سرازيري فراغت يك عيد داد زدم: به ، چه هوايي! در ريه هايم وضوح بال تمام پرنده هاي جهان بود آن روز آب چه تر بود ! باد به شكل لجاجت متواري بود . من همه مشق هاي هندسي ام را روي زمين چيده بودم . آن روز چند مثلث در آب غرق شدند من گيج شدم جست زدم روي كوه نقشه جغرافي " آي ، هليكوپتر نجات! " حيف! طرح دهان در عبور باد بهم ريخت اي وزش شور ، اي شدي...