برخوانش نخست: سه سروود از اخوان- شاملوو- فرووغ

 

چون سبوی تشنه- مهدی اخوان ثالث

از تهی سرشار،

جویبار لحظه‌ها جاریست.

چون سبوی تشنه کاندر خواب بیند آب، واندر آب بیند سنگ،

دوستان و دشمنان را می‌شناسم من.

زندگی را دوست دارم؛

مرگ را دشمن.

وای، اما با که باید گفت این؟ - من دوستی دارم

که به دشمن خواهم از او التجا بردن.

جویبار لحظه‌ها جاری.

 

از مهتابی – احمد شاملو

قلبم را در مجرایِ کهنه‌یی

پنهان می‌کنم

در اتاقی که دریچه‌یی‌ش

نیست

از مهتابی

به کوچه‌ی تاریک

خم می‌شوم

و به جای همه نومیدان

می‌گریم

آه من حرام شده‌ام!

با این همه، ای قلبِ دربِدر!

از یاد مبر که ما

ــ من و تو ــ

عشق را رعایت کرده‌ایم،

ازیاد مبر که ما

ــ من و تو ــ

انسان را

رعایت کرده‌ایم،

خود اگر شاهکارِ خدا بود

یا نبود.

 

دریچه- فروغ فرخزاد

من از نهایت شب حرف میزنم

من از نهایت تاریکی

و از نهایت شب حرف میزنم

اگر به خانهٔ من آمدی برای من ای مهربان چراغ بیاور

و یک دریچه که از آن

به ازدحام کوچهٔ خوشبخت بنگرم

 

فایل چندرسانه ای در آپارات

 




نظرات

پست‌های معروف از این وبلاگ

ترانه نوشت و نغمه نوشت ترانه "تقدیر" گوگوش برای ساز صفحه کلید Keyboard

ترانه نوشت و نغمه نوشت ترانه "حالا باور کنم یا نکنم" گوگوش برای ساز صفحه کلید Keyboard

ترانه نوشت و نغمه نوشت ترانه "هفته شیرین" از Captain Nemo برای ساز صفحه کلید Keyboard