درباره چند واژه (ترانه سرا، نغمه ساز، ترانه گردان، خواننده،آهنگ ،ضربان،ضربآهنگ)
1.
ترانه سرا (س+اُ+را) به
سازنده ترانه گوینده و ترانه سرا (س+اَ+را) به جایگاه گفتگو از (یا ساخت و پخش)
ترانه گویند (همچنانکه فرهنگسرا جایگاه گفتگو درباره فرهنگ است). یادم می آید که شهیار قنبری یکجا در جنگ حرف واژه ترانه خانه را برای "استودیوی ضبط ترانه" بکار برده بود.
2. نغمه ساز: سازنده نغمه. نغمه به دسته ای از آواها(ی دلنواز) گویند (چه از ساز، چه انسان و چه جانداران). دیده شده است که پیش ازین بجای آن واژه آهنگساز بکار می برده اند که همین جا درباره نادرستی این کاربرد و کاربرد درست واژه آهنگ سخن خواهیم گفت.
3. ترانه گردان: اگر ساخت ترانه را با ساخت یک فیلم هم ارز کنیم، آنگاه نغمه ساز برابر با فیلمنامه نویس و ترانه گردان نیز برابر با کارگردان خواهد بود و خواننده و نوازندگان نیز برابر با بازیگران فیلم خواهند بود. از این رو بجای واژه ناپارسی "تنظیم کننده" که برای نشان دادن کار ترانه گردان در ساخت ترانه هم رسا نیست (تنظیم کردن صدا در گفتگوی روزانه به معنی کم و زیاد کردن صداست)، بهتر است که از واژه ترانه گردان بهره گرفت
4. خواننده/ ترانه خوان: هرچند واژه خواننده برای نشان دادن کار ترانه خوان یا "آوازه خوان" رسا نیست اما با آسان گیری، (و به جهت فراگیری و سادگی) گاهی بجای واژه درست تر ترانه خوان از خواننده بهره گرفته ایم.
5. آهنگ: در زبان پارسی آهنگ به معنای خواست است، و آهنگ جایی داشتن به معنی خواست رفتن به جایی است (تو که داری آهنگ سفر مرو مرو گل من!). بدنبال این معنا، واژه آهنگ را به معنای خود راه رفتن و یا شیوه راه رفتن (= روش) و گام برداشتن بکار گرفته اند. از این رو اگر دوتن گام های یکسان با هم بردارند آن دو را همگام یا همآهنگ باید خواند (یا فراخ آهنگ برای تیر به معنای دورپرواز است)، آنگاه در جایگاه "تشبیه" در ساخت نغمه، به شیوه برآوردن آوا از ساز آهنگ گفته میشده است. اگر ساز کوک باشد و شیوه آمیختن آواها (= notes ) گوش نواز باشد (= گام های موسیقی که این خود به فرهنگ و صداشناسی مردمان بسیار بستگی دارد)، آن را "خوش آهنگ" و بجز این آن را بدآهنگ خوانند. پس نغمه میتواند خوش آهنگ یا بدآهنگ باشد اما آهنگ را نباید بجای نغمه بکار برد. درباره آهنگ باز بیشتر سخن خواهیم گفت. شمردگی آواها نقش بسزایی در آهنگین شدن دارد که از آن باز سخن خواهیم گفت.
6. ضربان: واژه ضربان را میتوان برابر واژه فرنگی Temp در موسیقی دانست که نشاندهنده شماره ضرب beat آواها در یکان زمان است (همانگونه که میتواند درباره شماره ضربه های قلب بکار رود) مانند ضربان 50 ضرب ( با کشیدگی سیاه یا سیاه نقطه دار) در دقیقه و مانند آن. واژه شاید بتوان واژه ضرب-ساز را هم بجای واژه فرنگی Metronome بکار برد.
7. ضربآهنگ: این واژه را شاید بتوان برابر واژه فرنگی Rhythm دانست، که نشان دهنده شماره ضرب آواها در یک دسته (میزان یا measure ) از آن ها با کشیدگی (یا دیرند) ویژه است. یک ضربآهنگ 6/8 نشان دهنده دسته بندی آواها در دسته هایی با اندازه شش چنگ (نیم سیاه/ یک هشتم گرد) است. یا ضربآهنگ 4/4 نشان دهنده دسته بندی آواها در دسته هایی با اندازه 4 ضرب سیاه (یک چهارم گرد) است. آگاهی و به یاد داشتن اندازه این شماره ها (=شمردگی) در دریافت چشم انداز درستی از الگوهای آوانویسی در یک نغمه نوشت song score ، بسیار ارزشمند بوده و آهنگین شدن یک نغمه به همین شمردگی بستگی خواهد داشت.
نظرات
ارسال یک نظر