آسیب شناسی ناهم ترازی ترانه نوشت و نغمه نوشت در یک ترانه
چنین می نماید که برای هماهنگی بایسته در ساخت یک ترانه، گزینش آواها و دیگر شاخص های نغمه شناختی (همچون ضربان و ضربآهنگ یا گام) و گزینش واژه ها هماهنگ با آواها، همزمان از سوی یک نفر "ترانه و نغمه نویس" انجام شود و روشن نیست چرا از نام دو تن جداگانه با نام ترانه سرا و نغمه نویس یک ترانه یاد میشود (آیا میخواهند به شنونده نشان دهند که ترانه از سوی دو تن کارشناس جدا که هریک در کار خود- چه ترانه نویسی و چه نغمه نویسی زبده بوده انجام شده است؟) به گونه ای که ترانه نوشت و نغمه نوشت از نگاه شایستگی های سخن وری و موسیقیایی در یک ترانه شانه به شانه هم و همتراز هم پیش بروند. پس از نگاه همتراز سخن و موسیقی سه رویداد در یک ترانه میتواند پدید آید:
الف- هم ترازی: در این زمان، از یک سو نغمه ساز با دست باز به فراخوانی آواهای گوناگون با کشیدگی های گوناگون برای ساخت یک موسیقی شنیدنی می پردازد و از دیگر سو واژه ها هماهنگ با آواها چفت و بست استواری برای پیشبردن "داستان ترانه" خواهند داشت.
ب- ناهمترازی: در صورت بها دادن بیشتر به هریک از سخن و موسیقی در ترانه دیگری زیر این فشار ناخواسته تاب برداشته و درچار کاستی میشود.
1. زمانی که موسیقی زیر فشار ترانه نوشت است، اثری از خودنمایی و هنرنمایی نغمه ساز دیده نمیشود تو گویی وی یک دست ش را زیر چانه گذاشته و با دست دیگرش پی در پی بر یک کلید ضربه میزند و "تق تق تق تق کنان" پیش میرود! (نغمه نوشت ترانه "دنیا وفا نداره" گوگوش از جنگ دوپنجره نمونه ای از چنین کارهایی است که در کنار کاستی بسیار نغمه، توانایی ترانه گردان و خواننده به شنیدنی شدن ترانه انجامیده است). همچنین گاهی نیز یک بخش از موسیقی نغمه زیر فشار واژه از شکل ریخته شده نخستین دگرگون شده و آواها برای جاباز کردن برای واژه ها به ناچار جابجا میشوند (برای نمونه در ترانه پرنده از گوگوش که در جای دیگر از آن یاد میکنیم.)
2. زمانی که واژه ها، زیرفشار کش و قوس آواها و ضربآهنگ ترانه تاب برمیدارند. در این گزینه دیگر واژه ها از شکل شناخته شده خود بیرون آمده و جوری تاب برمیدارند که گاهی بسختی معنی آن دریافت میشود (این رویداد را میتوان بویژه در بسیاری از ترانه های سبک Rap دید که چگونه سخن و واژه برای شنونده "درهم برهم" میشود و معنی سخن به سختی دریافت میشود. همچنین نمونه دیگر از این رویداد را میتوان در سبک آواز سنتی دنبال کرد که گاه معنای واژ در کش و قوس آوای حنجره گم و درهم میشود.) این را میتوانی گونه ای “قادری شدن” Ghaderisation (با نام و یاد عبدالقادر مراغه ای موسیقی دان به نام ایرانی سده نهم هجری) سخن در ترانه دانست که پس از این بیشتر از آن سخن خواهیم گفت.

نظرات
ارسال یک نظر